تبليغاتX
کامران دلان


خوشم میاد از این اتفاق نو....
توی این چند سال کمتر مجله ای رو دیدم که راجع به موسیقی داخلی مو شکافانه کار کنه....

با این که نقد و بررسی یک آهنگ یا یک آلبوم امری سلیقه ای هستش ولی استاندارد هایی

 وجود داره توی خیلی از نقد ها یکسانه...

در حال حاضر دو تا مجله وجود داره که در مورد موسیقی داخلی می نویسه: ترانه ماه و اتفاق نو

ترانه ماه که داریوش شهریاری سردبیر اون هستش یه جوری می نویسه که نه سیخ بسوزه نه کباب

ولی اتفاق نو که سردبیر اون علی بحرینی است٬ از زمره اون نشریاتی هستش

که از توش حرفای بو دار و تند زیاد بیرون میاد....

            

یکی از همین مسائل  حمید عسکری می باشد....

(لازم به ذکر هستش که خدا هر چقدر از من بدش میاد٬ منم از این بدم میاد)

خوشم میاد از که اتفاق نو مثل همه مجله ها تا یکی روی بورسه نمیاد الکی مصاحبه کنه..

 براش تولد بگیره و از این مسخره بازی ها

بلکه پته روی آب می ریزه و سوتی مجله های دیگه رو هم می گیره...

خوشم میاد که خوب اسمی روش گذاشتن (خواننده تقلیدی)

و فقط در قسمت آهنگسازی اسمش وسط میاد...

این خواننده تقلیدی (که ۱۰۰٪ این لقب بهش میاد) توی یه مجله شروع کرده

 باز به مزخرف گفتن و تعریف و تمجید از خود کردن...

(از قدیم می گن تعریف از خود ... زیادی خوردن هستش)

یکی نیست به این بچه پررو بگه: کی به تو احتیاج داره؟؟؟

جواد رضویان تو رو ضایع کرده بد بخت.... بالا نبرده تو رو

چرا فکر می کنی صدا و سیما لنگ تو یه نفر بزغاله مونده؟؟؟؟

 

می دونین اشکال از خودمونه.....

کور کورانه یه سری چیزا رو باور می کنیم و دیگه هم حاضر نیستیم چیزی خلاف اون رو

قبول کنیم...

                                  

یه مسئله جالب رو براتون بگم:

عید سال ۸۴ من دوبی بودم ٬ قرار بود ۱۳ بدر توی پارک جمیرا برنامه باشه

و سیاوش شمس (صحنه) اونجا برنامه اجرا کنه... منم که کلی با این آدم حال می کردم کلی

ذوق زده شدم (هر چند همون موقع هم از بابت آلبوم آخرش ناراضی بودم و توی این فکر بودم که

به خودش یه جوری این مطلب رو بگم)

خلاصه ۱۳ بدر از راه رسید و ما هم رفتیم اونجا...

عصری برنامه  شروع شد...

خیلی ها از جمله خود مهران روی سن اومدن و رفتن...

پشت سن همه توی چادر بودن... میومدن بیرون چادر دست میدادن٬ عکس مینداختن و ..

از جمله:عابد زاده٬ خردادیان٬ شهناز تهرانی٬ سامان٬ شهرام صولتی و...

ما کلی وقت اون پشت وایسادیم تا آقا تشریف بیارن...

به بچه های IPN هم می گفتین یه جوری بیارینش بیرون...

دیگه آخر سر یکی از همون مجری ها با یه حالتی گفت:برای چی خودتون رو الکی

خسته کردین٬ همین شماها هستین که اینم فکر می کنه خبریه...

خلاصه بعد از کلی ساعت آقا افتخار داد اومد ویه دور زد و رفت...

(با مکافات ازش امضا گرفتم و یه چند ثانیه فیلم)

سیاوش رفت روی صحنه و شروع کرد به خوندن ما هم شاد و خوشحال در حال بزن برقص بودیم

که یه دفعه صدا قطع شد....

آقا بهش بر خورد و سرش انداخت پائین و رفت... بعدش هم نمی دونیم که اون پشت چی شد که

با یه حالتی اومد و سوار ماشین شد و رفت...

حالمون کلی گرفته شد

از اینجا بود که یه جورایی با خودش حال نکردم...

درسته هنوز عاشق آهنگهای قدیمی اون هستم ولی ته دلم همچین دلخورم...

منظورم از بیان این قضیه اینه ٬ توی ایران تا مردم این هنرمندان

 رو از نزدیک نبینن و یا برخورد نداشته باشند٬ نمی فهمن که دارن خودشونو برای

چه کسانی تیکه پاره می کنند

و اگه یکی هم بیاد در مورد اسطوره اونا حرفی بزنه که به مذاق اونا خوش نیاد  شروع می کنند به بد

و بیراه گفتن...

سر پست قبلی که من در مورد دزدی حمید عسکری نوشتم٬ کلی بد و بیراه نوشتید

نخواستین واقعیت هایی که اینقدر مثل روز روشن بود رو بپذیرید...

از ما گفتن بود و از شما هم نشنیدن

برین همچنان این خواننده های در پیتی رو که با زور افکت می خونن و اگه پای اجرای زنده

برسن میمیرن (دقیقا اشاره به حمید عسکری) رو بپرستین...

پیام آخرم اینه که اتفاق نو که هر ۱۵ روز چاپ میشه رو بخونین تا پی به واقعیات ببرین....

  

|+| نوشته شده توسط محمد در سه شنبه 1386/09/06 و ساعت 2:33 |